سيد جعفر سجادى

1595

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

رسائل آنها نمودار اين نوع فلسفه و شامل تمام مباحث علوم يونانى است از رياضيات ، طبيعيات و منطقيات و الهيات به اضافه ناموسيات و مباحث مربوط به روح و نفس و بالاخره بخش حكمت عملى با تمام اقسامش . علاوه بر كتب و رسائل حكمى و آيات قرآنى و أخبار نبوى و كلمات بزرگان و عارفان به سخنان مسيح در عهد جديد و حواريون و كلمات موسى و شاهان بنى - اسرائيل و قضات آنها در عهد عتيق توجه داشته‌اند . ابو الحسن اشعرى و رجوع به وحى خلاصهء كلام آنكه نزاع بين اديان و فلسفه در جهان مسيحيت وجود داشته است و بطورى كه ميدانيم دين و فلسفه از نظر أديان و ارباب مذاهب قديم دو قطب متضاد نموده شده‌اند بسيارى از جنگ و خونريزيها در قرون مختلف نزاع و جدالهاى مذهبى بوده است ، و اشاره شد اين گونه جدالها در مذهب اسلام با شدت وحدت خود هيچ گاه وجود نداشته است لكن پاره‌اى ، از ارباب نفوذ و احيانا ارباب مذاهب بر حسب حفظ منافع شخصى خود و دستهء ديگرى به علل و اسباب خاص ، نظام تعليماتى اسلام را كه بر اساس استقلال فكر و انديشه است از مسير خود باز داشته ، طلاب علم را از تفكر و انديشهء مستقل منع ميكردند و بناى ضديت را با علوم عقلى و فلسفى گذاردند در طرد و نفى فلاسفه اعمالى انجام دادند ، چنان كه در تاريخ تمدن اسلامى كسانى مانند : على بن عبيدهء ريحانى و ابو زيد بلخى و عده‌اى ديگر را بر همين اساس متهم به كفر و الحاد كردند و گاه ديده مىشود كه اهل سنت و حديث با شدتى هر چه تمامتر طلاب علم را از اشتغال به فلسفه منع كرده‌اند و اين وضع از قرن اول اسلام كه بدرستى فلسفهء يونان را نمىشناختند وجود داشته است ، و در عصر عباسى به اوج شدت ميرسد در اين عصر بسيارى از فلاسفه را زنديق ناميده‌اند البته اين امر همواره تابع نوسانات سياسى عصر بوده است ، گاهى فلاسفه مورد لطف واقع ميشدند و گاهى مورد غضب ، لكن هيچ گاه ما بين اهل حديث و ارباب فلسفه در خارج از دستگاه خلافت سازش برقرار نشده است . نخستين چيزى كه مورد نقض اهل سنت و حديث واقع شد الهيات و منطق بود و سپس علوم رياضى و علوم غريبه و كسانى كه به اين علوم اشتغال داشتند گاهى مورد لطف و توجه امرا و خلفاى اسلام بودند و گاهى مورد غضب و سخط آنان . گفته شد كه يكى از قربانيان راه علم و فلسفه در جهان اسلام ابن رشد است كه متهم به كفر و الحاد گرديد تا آنجا كه او را نفى بلد كردند و بدنبالهء آن به موجب منشورى ، فلسفه را تحريم كردند و كتب فلسفى را سوزاندند . ديگر كمال الدين يونس موصلى است كه مردى دانا و به علوم فلسفى و رياضى وارد بود . در زمان وى نيز منشورى مبنى بر تحريم فلسفه از طرف خليفهء عصر صادر گرديد . در اين مورد ، من يقين دارم كه اين